سلام بر بهار
سلام بر بهار که دستهایش پر از شکوفه های سرخ و سپید
است
سلام بر بهار که از هرجا که می گذرد رد سبزی بر جای می
گذارد
ردی از زنــــدگــــی
|+| نوشته شده توسط شکوفا در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 15:27 |
است
سلام بر بهار که از هرجا که می گذرد رد سبزی بر جای می
گذارد
ردی از زنــــدگــــی
ها آواز می خوانم و پیراهن سبزم را می پوشم و با ماهی های
قرمز عکس یادگاری می گیرم.
آخرین لحظه را در آغوش می گیرم
آخرین ستاره را در عمق چشمانم می نشانم
آخرین دیدار را از خاطر نمی برم
آخرین شبنم را از چشمانم می بارم
آخرین پاره قلبم را به تو می سپارم
آخرین فرصت را غنیمت می شمارم و آخرین کلام را به زبان می
آورم
دوسـتت دارم . . . .